کمپین کمک رسانی برگزیده


...
موسسه خیریه پیام امید

خیابان نیاوران خیابان جماران کوچه حسنی کیا کوچه نیایش پلاک 8
info@payamomid.com
www.payamomid.com مشاهده پروفایل

رنج دستانشان را بکاهیم

می خواهیم برای 8 مادر رنج کشیده که با وجود مشکلات شدید جسمی از جمله ارتروز و درد های مفصلی مجبور به شستن لباس ها با دست هستند، ماشین لباسشویی تهیه کنیم.

لوازم منزل درحال برگزاری

از تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۲۲
تا تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۳۱

220,900,000 ریال
از 680,000,000
32.49 %
پیشرفت
1روز
تا پایان
59
تعداد حامیان
32.49 %
ارسال به دوستان
کمپین های در حال برگزاری

وبلاگ پیام امید

...
دلم خواست من هم جزیی از اونها باشم

سال 1384 برای اولین بار به صورت اتفاقی از بازارچه خیریه پیام امید بازدید کردم، پر از شور و هیجان و خنده بود... یه سری بچه های 20 ساله که دور هم جمع شده بودن و با اشتیاق برای فروش محصولات و گرم کردن بازارچه از هیچ چیزی دریغ نمی کردن...

اونقد برام فضاشون متفاوت و خاص بود که دلم خواست من هم جزیی از اونها باشم...بدونه اینکه بدونم از عهده ی من چه کاری برمیاد رفتم فرم همکاری رو پر کردم ، بعد از چند هفته با من تماس گرفتن، قرار شد برای شناخت بیشتر پیام امید برم سمت خیابون ایرانشهر… 

ادامه مطلب ...

...
ایران تنها نخواهد ماند

" من در قعر ضمیر خود احساسی دارم و آن این که رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی او به او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران می تواند قد راست کند و آنگونه که درخور فرهنگ تمدن و سالخوردگی اوست نکته های بسیاری به جهان بیاموزد .

تهران مانند زنی است که پاهایش را روی هم می گرداند و سیگار «کنت» می کشد، عینک دودی می زند و «ودکا لایم» می خورد؛ «بی کینی» می پوشد و حمام آفتاب می گیرد، اما وقتی پای صحبتش بنشینید، از اُملّی و سبک مغزی و حمق و پرمدّعایی و شلختگی و ورّاجی او، آدم تا سر حدّ مرگ ملول می شود.

ادامه مطلب ...

...
می خواهم بام جهان آرامگاه ابدی ام باشد

لیلا در یک خانواده مذهبی و مرفه متولد شد. تعصب پدر موجب سخت گیری ها و محدودیت های زیادی در دوران نوجوانی و جوانی لیلا می شود. علی رغم علاقه وی به تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق، پدرش با این استدلال که در رشته حقوق مجبور است در محیطی مردانه کار کند، وی را وادار به تحصیل در رشته آزمایشگاهی میکروبیولوژی می کند.

وی بعد از اتمام تحصیل و بازگشت به منزل از خانواده خود جدا می شود و خانواده اش (پدر خانواده) نیز وی را طرد می کنند. در سال های اولیه استقلال، وی از طریق تدریس خصوصی و کار در کارخانه دستمال کاغذی مخارج خود را تأمین می نمود. 

ادامه مطلب ...

...
شاید اگر درس میخواندم

با یک نگاه به شادی می شد حسرت چشمانش را دید شادی دختری 18 ساله که به جرم نگهداری مواد مخدر روز های زندگیش را در  کانون گذرانده بود .

" من با خانواده ی مادریم ارتباط صمیمی داشتم ، خواهر مادرم که تقریبا یکی دو سال با من تفاوت سنی داشت بهترین رفیقم بود فوت ناگهانی او در 14 سالگی به علت وابستگی شدید عاطفی برای من ضربه ی روحی شدیدی بود و همین امر باعث شد تا من در مقطع سوم راهنمایی ترک تحصیل کنم. 

ادامه مطلب ...

Loading...
Loading...
Loading...